خرید بک لینک

ای گل ز لوح خاطر من گم نمی شوی

در صفحه صفای چمن گم نمی شوی

هر چند چون تو صدهزاران گل شکفته است

در نوبهار دشت و دمن گم نمی شوی

پیراهن تو کهنه و خوش آب و تاب نیست

ای خوش سخن تو در پیرهن گم نمی شوی

از تو هزار گونه سخن می رود ولی

در لابلای موج سخن گم نمی شوی

موج بلا گر روز و شب بارد به سینه ات

در گیرو دار رنج و محن گم نمی شوی

ای جمله جان که عالمی مست از صفای توست

چون جان تویی در هیبت تن گم نمی شوی

خوش گوی و خوش سخن و خوش صلابتی

در خیل طوطیان شکرشکن گم نمی شوی


موضوعات مرتبط: غزلیات مجموعه چشمه پر طراوت(سروده ولي حسيني)

برچسب: خاطر, نویسنده: حمید جعفری تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 21:00

صفحه بندی